۱۳۹۸-۱۰-۱۴
ذوالفقار: برش‌هايي از خاطرات شفاهي حاج قاسم سليماني

ذوالفقار: برش‌هايي از خاطرات شفاهي حاج قاسم سليماني

نویسنده در این کتاب خاطراتی را برای اولین بار از دوران دفاع مقدس تا مجاهدت‌ هایی که سردار قاسم سلیمانی در جبهه مقاومت سوریه و عراق شکل گرفته را بیان می‌کند.

گردآورنده: علی اکبری مزدآبادی

ناشر: انتشارات یا زهرا (س)

سال انتشار: 1398

تعداد صفحات: 248

 

در ابتدای کتاب با عنوان قاسم سلیمانی در یک نگاه به معرفی اجمالی ایشان می پردازد.

کتاب «ذوالفقار» برش‌هایی از خاطرات شفاهی سپهبد شهید قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است، این کتاب برگرفته از خاطرات سپهبد شهید قاسم سلیمانی درباره همرزمان وی به رشته تحریر در آمده است.
 
کتاب «ذوالفقار» درقالب ۲۴۸ صفحه خاطراتی را برای اولین بار از دوران دفاع مقدس تا مجاهدت‌هایی که در جبهه مقاومت سوریه و عراق شکل گرفته را بیان می‌کند. همچنین برای نخستین بار حدود ۱۰۰ صفحه از این کتاب به انتشار تصاویر ناب و دیده نشده‌ای از سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی اختصاص داده‌ شده است.

کتاب «ذوالفقار» به خاطرات شهیدان هم رزم سپهبد شهید قاسم سلیمانی از زبان این سردار امنیت پرداخته است. این خاطرات از زبان سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی بیان شده و متعلق به سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۳ است، خاطراتی جذاب و خواندنی که به بیان ابعاد جنگ تحمیلی، روابط و رویداد‌هایی که در خلال هشت سال دفاع مقدس برای رزمندگان اسلام رخ داده پرداخته است.

خاطره‌ای با عنوان «مرام شیعه» از این کتاب که در پی می‌آید:

ما یکی از اشرار بزرگ سیستان و بلوچستان را که سال‌ها به دنبال او بودیم و هم در مسئله قاچاق مواد مخدر خیلی فعالیت می‌کرد و هم تعداد زیادی از بچه‌های ما را شهید کرده بود را با روش‌های پیچیده اطلاعاتی برای مذاکره دعوت کردیم به منطقه خاصی و پس از ورود آن‌ها به آن جا او را دستگیر کردیم و به زندان انداختیم. خیلی خوشحال بودیم. او کسی بود که حکمش مثلا پنجاه بار اعدام بود.

در جلسه‌ای که خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم، من این مسئله را مطرح کردم و خبر دستگیری و شرح ماوقع را به ایشان گفتم و منتظر عکس‌العمل مثبت و خوشحالی ایشان بودم. رهبری بلافاصله فرمودند: همین الان زنگ بزن آزادش کنند!

من بدون چون و چرا زنگ زدم، اما بلافاصله با تعجب بسیار پرسیدم که :«آقا چرا؟ من اصلا متوجه نمی‌شوم که چرا باید این کار را می‌کردم؟ چرا دستور دادید آزادش کنیم؟»

رهبری گفتند:«مگر نمی‌گویی دعوتش کردیم؟»

بعد از این جمله من خشکم زد.

البته ایشان فرمودند:«حتما دستگیرش کنید.» و ما هم در یک عملیات سخت دیگر دستگیرش کردیم.

مرام شیعه این است که کسی را که دعوت می‌کنی و مهمان تو است حتی اگر قاتل پدرت هم باشد حق نداری او را آزار بدهی.

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود