مجاهدتهای در راه خدا با این چیزها قابل مقابله و قابل جبران نیست. خدای متعال می فرماید: «إِنَّ اللهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ»(۲) آنچه در برابر مجاهدت در راه خدا وجود دارد و خدای متعال در مقابل تقدیم کردن و روی دست گرفتن جان و مال در راه خدا قرار داده، بهشت است، رضای خدا است.
مدتی قبل این توفیق را پیدا کردم که پای خاطرات یکی از کهنه پاسداران انقلاب اسلامی بنشینم. این عزیز که در سال های جنگ، در جمع فرماندهان یکی از لشکرهای تاثیر گذار سپاه بود، چنین نقل کرد که سال 61 قرار شد نیروهای کرمانی، تحت فرماندهی جوانی به نام قاسم سلیمانی تحت امر تیپ ما در عملیات وارد عمل شوند حاج قاسم که آن روزها بیست و پنج شش ساله بود، خیلی محجوب می آمد و در جلسات عملیات لشکر شرکت می کرد. اما فرمانده ما اجازه نمی داد این بنده خدا یک کلمه حرف بزند. تا نوبت به ایشان می شد، با بی تفاوتی محسوسی، رشته کلام را می گرفت و می داد دست بچه های هم ولایتی خودمان. ایشان هم جیکش در نمی‏آمد. این کار به قدری تابلو انجام می شد که من ناراحت می شدم و یک بار بعد از جلسه، رفیقم را کشیدم کنار و گفتم: چرا این طوری می کنی؟ طرف هر چه باشد فرماندهی نیرو دارد چرا نمی گذاری نطق بکشد؟ ایشان هم جواب داد: «همینم مانده با وجود این همه بچه های استخوان خورد کرده ی خودم، از این بچه کرمانی حرف بشنوم» جالب اینکه دو نفر بعدها چنان با هم رفیق شدند که تا سال ها بعد از جنگ که آن فرمانده به شهادت رسید، نزدیکیشان زبانزد همه بچه های قدیمی جنگ بود و نیک بنگر به گردش روزگار که چگونه آن جوان نحیف و محبوب کرمانی را، پس از حدود سی سال، به جایی رساند که مدعیان کشورگشایی و بزن بهادرهای بین‏المللی، از نام بردن پی در پی از او تایید و تمجید توان و تدبیرش خجالت نکشند...   فهرست کتاب شامل: خاطرات، قاسم سلیمانی در یک نگاه، نمی خواهم برگردم کرمان، عملیات طریق القدس، گسترش سازمان رزم سپاه، تشکیل تیپ 41 ثارالله، اولین عملیات تشکیلاتی، عملیات فتح المبین و ... می باشد.

برچسب‌ها:
حاج قاسم سليمانی،ذوالفقار،خاطرات شفاهی
سازندگان:
به اهتمام علي اکبری مزدآبادي.- تهران: يا زهرا سلام الله علیه،‎۱۳۹۸.
افزودن دیدگاه جدید:

متن ساده

HTML محدود