اطلس شيعه
اين كتاب براي اولين بار در سال 1387 در قطع رحلي بزرگ در 744 صفحه منتشر شد و در سال 1388 سه بار بازچاپ شد. اين اثر داراي 270 نقشۀ رنگي است كه در پايان، نمايه نقشه نيز دارد.
در اين اثر نقشه زندگي و سالشمار حدود 40 مرجع مهم و تأثيرگذار شيعه و توضيحات مبسوطي پيرامون هر يك ارائه شده است. همچنين مشخصات تمامي امامزادههاي ايران همراه با نقشههاي قديمي و جديد شهرهاي گوناگون مذهبي در اين اثر گردآوري شده است.
مهمترين مسئله در اين راستا، اين كه تشيع را از نخستين روزهاي پيدايش، دوران امامان (ع) و سپس پيشرفت آن را در بلاد مركزي اسلام و مناطق پيرامون آن بررسي نمايند .
در اينجا دو شاخص وجود دارد: نخست تمركز روي مناطق جغرافيايي شيعه، دوم عنصر زمان.
در فصل اول با عنوان " آغاز تشيع"، به تعريف شيعه و باورهاي تشيع پرداخته شده است و در اين راستا به مسئله غدير به عنوان "غدير ستون تشيع" اشاره شده و متن حديث غدير را آورده است و اصحاب پيامبر را -كه راويان اين حديث بوده و روايت آنان در منابع اهل سنت آمدهاست- بر شمردهاست .
در مبحث مسجد غدير، نقشهاي مبني بر موقعيت جغرافيايي غدير خم را نيز آورده و به مسئلۀ منشأ انشعابات دروني شيعه پرداختهاست.
فصل دوم با عنوان " امامان شيعه " به مبحث نهج البلاغه منبع انديشه كلامي، تاريخي و مذهبي شيعه ميپردازد. در ادامه به قيام عاشورا وشهداي كربلا اشاره ميكند. تاريخچۀ حرم حسيني و حرم كاظمين و حرم رضوي و حرم عسكريين (ع)را بررسي ميكند؛ مباحث پاياني اين فصل، تقويم تاريخي شيعه و مراجع بزرگ شيعه (329-1420) است .
"تشيع در شهرهاي ايران " عنوان فصل سوم كتاب است كه با موضوع انتقال شيعه از كوفه به قم آغاز ميشود. شهرهاي مورد نظر در اين بخش عبارتند از: قم، كاشان، خراسان، نيشابور، سبزوار، جرجان، استرآباد، اهواز، اصفهان، كرج، قزوين، ري و ورامين .
فصل چهارم «دولتهاي شيعه در ايران» كه نخستين آنها دولت علويان طبرستان و پايان آن، عصر امام خميني(ره) است. در اين ميان، از دولتهايي چون آلبويه، اسماعيليه، ايلخانيان، سربداران، مرعشيان، صفويان، قاجار تا انقلاب اسلامی سخن به میان آمده است .
فصل پنجم، «تشيع در عراق» نام دارد كه از شهرهاي كوفه و واسط و بغداد سخن گفته شده و با گذر از مهمترين رويدادهاي تاريخي شيعه در اين ديار، به زمان حال رسيده و از بغداد عصر جديد و دولت شيعي كنوني عراق نيز سخن گفته شده است.
فصل ششم «تشيع در جزيرةالعرب» است كه درباره شيعيان مدينه و همين طور منطقه شرقيه؛ يعني احساء و قطيف سخن گفته شده است. سپس از بحرين و ديگر كشورهاي حاشيۀ خليجفارس مانند قطر، امارات، كويت و عمان نيز سخن به ميان آمده و بخش قابلتوجهي نيز به يمن و زيديه اختصاص داده شده است .
فصل هفتم، «تشيع در شامات» است كه از ورود تشيع به شام، به ويژه حلب سخن گفتهاست. سپس شهرهاي سوريه از جمله دمشق و نيز علويان و در پايان شيعيان لبنان را تا زمان حاضر تبيين گردهاست .
فصل هشتم، «تشيع در آفريقا» نام دارد كه بخش عمدۀ آن به علويان و دولت فاطمي اختصاص دارد و پس از آن، به رسوخ و نفوذ تشيع در كشورهاي آفريقايي پرداختهاست؛ نفوذی که عمدتاً در 100 سال اخير، به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران رخ دادهاست.
فصل نهم، «تشيع در شبه قاره و افغانستان» كه ضمن آن به تفصيل از دولتهاي شيعي در حيدرآباد و مناطق ديگر هند و نيز نوابشيعي حاكم بر برخي از نواحي و همين طور شيعيان كشمير و سپس پاكستان بحث شده است.
براي هر بحث و متن تاريخي، چندين نقشه تاريخي ارائه شده است. در پايان اين بخش، نفوذ تشيع در كشورهاي مالزي، اندونزي و تايلند نيز مورد توجه قرار گرفته است.
فصل دهم، «تشيع در قفقاز و تركيه» كه در آن از شيعيان آذربايجان و همينطور استانبول و ديگر شهرهاي تركيه سخن گفته و بحثي نيز دربارۀ علويان صورت گرفته است.
فصل يازدهم، «تشيع در اروپا» كه بيشتر مربوط به قرن اخير است. در اين فصل، از شيعيان بريتانيا، آلمان، و همينطور ايتاليا و بلژيك به اجمال سخن گفته شده است.
فصل دوازدهم «تشيع در آمريكا» و كاناداست كه در آن از برخي از مؤسسات و تشكلهاي شيعي، به اجمال سخن به ميان آمده است.
پديدآور: رسول جعفريان، مشخصات نشر: تهران: سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح، ۱۳۸۷.