به روی نیزه و شیرین زبانی!
۱۳۹۹-۰۶-۰۱
خوشا از دل نم اشکی فشاندن/ به آبی آتش دل را نشاندن/ خوشا زان عشقبازان یاد کردن/ زبان را زخمه فریاد کردن/ خدا چون دست بر لوح و قلم زد/ سر او را به خط نی، رقم زد...قیصر امین‌پور

خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن

خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه ای دیگر سرودن

نوای نی، نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است

نوای نی، نوای بی نوایی است
هوای ناله هایش، نینوایی است

قلم، تصویر جانگاهی است از نی
علم، تمثیل کوتاهی است از نی

خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سر او را به خط نی، رقم زد

سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردید، گه دال

سری بر نیزه ای منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل

چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی، نوای عشق سر داد

به روی نیزه و شیرین زبانی!
عجب نبود ز نی شکر فشانی

شگفتا بی سر و سامانی عشق!
به روی نیزه سرگردانی عشق!

ز دست عشق عالم در هیاهوست
تمام فتنه ها زیر سر اوست
قیصر امین‌پور

 

افزودن دیدگاه جدید:

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید

نظرسنجی

نظر شما در مورد مطالب این وب سایت چیست؟

انتخاب‌ها

تصاویر شاعران