گوشه هایی از « مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری»
۱۳۹۹-۱۰-۱۸
یا رب ز ره راست نشانی خواهم از باده آب و خاک جانی خواهم از نعمت خود چو بهره مندم کردی در شکر گزاری ات زبانی خواهم

گوشه هایی از « مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری»
الهی! به روزگار آمدم بنده وار با لب پر توبه و زبان پر استغفار، خواهی بکرم عزیز دار خواهی خوار که من خجلم و شرمسار تو خداوندی و صاحب اختیار.
الهی! اگر خامم پخته ام کن و اگر پخته ام سوخته ام کن.
الهی! از کشته تو خون نیاید و از سوخته تو دود، کشته تو به کشتن شاد است و سوخته تو به سوختن خوشنود.
الهی، به حرمت ذاتی که تو آنی، به حرمت صفاتی که چنانی و به حرمت نامی که تو دانی به فریاد رس که می توانی.
الهی، مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مدر این پرده دوخته را و مران این بنده نوآموخته را .
الهی، عبدالله را از سه آفت نگاه دار: از وساوس شیطانی و خواهش های نفسانی و غرور نادانی.
الهی، اگر کاسنی تلخ است از بوستان است و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است.
الهی، چون آتش فراق داشتی دوزخ پر از آتش از چه افراشتی.
الهی، تو آنی که از بنده ناسزا بینی و به عقوبت نشتابی، از بنده کفر می شنوی و نعمت از او باز نگیری و توبت و انابت بر او عرضه کنی و به پیغام و خطاب خود او را بازخوانی و اگر باز آمد او را وعده مغفرت دهی، پس چون با دشمن بدکردار چنینی با دوستان نیکوکار چونی؟
گر درد دهد به ما و گر راحت دوست
از دوست هرآن چیز که آید نکوست
ما را نبود نظر به خوبی و بدی
مقصود رضای او و خشنودی اوست

 

افزودن دیدگاه جدید:

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید

نظرسنجی

نظر شما در مورد مطالب این وب سایت چیست؟

انتخاب‌ها

تصاویر شاعران