دلیل آرامش و ثبات شخصیت امام خمینی(ره) چه بود؟
۱۴۰۱-۰۳-۰۸
حجت‌الاسلام والمسلمین جواد مهدوی‌نسب: هر که تمام وجودش برای خدا باشد خدا برای اوست و کسی که به واقعیت خدا برسد و وصل شود این فرد غیر خدا نمی‌بیند.
دلیل آرامش و ثبات شخصیت امام خمینی(ره) چه بود؟

رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی با اشاره به دلیل آرامش و ثبات شخصیت امام خمینی(ره) گفت: هر که تمام وجودش برای خدا باشد خدا برای اوست و کسی که به واقعیت خدا برسد و وصل شود این فرد غیر خدا نمی‌بیند.

حجت الاسلام والمسلمین جواد مهدوی‌نسب، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی حجت‌الاسلام والمسلمین جواد مهدوی‌نسب، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان‌رضوی،  از خراسان‌رضوی، علت محبوبیت امام خمینی(ره) را جامع بودن شخصیت ایشان دانست و اظهار کرد: در دورانی زندگی می‌کنیم که توفیق داشتیم یکی از مردان الهی خدا را از نزدیک ببینیم، چیزی که شاید فقط در داستان‌ها شنیده باشیم. البته شخصیت حضرت امام آن‌قدر عظیم است که نمی‌توانیم حق مطلب را ادا کنیم، اما صحبت این بیت است که «آب دریا را اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید». یکی از ویژگی‌های خاص حضرت امام جامع بودن شخصیت ایشان است.

وی ادامه داد: بعضی از ما انسان‌ها نقصی که داریم این است که تک‌بعدی هستیم. برخی از ما در بحث اخلاق عبادی شاید افراد خوبی باشیم، اما ممکن است اخلاق اجتماعی‌ یا دیگر وجوه شخصیتی ما خوب نباشد. مثلاً بعضی از ما واجبات عبادی را به موقع انجام می‌دهیم، اما ممکن است ارتباط ما با همسر و فرزندان و یا همسایه خوب نباشد یا در کاسبی انصاف را آن‌گونه که دین تأکید کرده رعایت نکنیم یا کارمند خوبی باشیم، ولی بنده خوبی نباشیم. این‌گونه است که می‌گوییم امام یک شخصیت جامع بود یعنی در ابعاد مختلف برجسته بود.

رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی اظهار کرد: در مورد اخلاق عبادی حضرت امام اگر مطالعه کنید آورده‌اند مسجدی که بالا سر حضرت فاطمه معصومه(س) قرار دارد محل نماز شب حضرت امام در جوانی بوده است. فردی تعریف می‌کند که شبی مهمان حضرت امام بودم، دیدم دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار شدند مدام نماز خواندند، وقتی سن و سال زیادی داشتند بعد از انقلاب، به من فرمودند تا جوانید عبادت کنید، وقتی مثل من پیر شدید دیگر نمی‌توانید عبادت کنید. من گفتم بسم الله! شما پیر شدید اینقدر عبادت می‌کنید من که جوانم اینقدر عبادت نمی‌کنم!

احترام ویژه حضرت امام به خانواده

وی پیرامون اخلاق خانوادگی امام(ره) تصریح کرد: به گفته دختر حضرت امام ایشان حتی یک‌بار دستور ندادند برای من چای بریز! اگر چای می‌خواستند نهایت دستور ایشان این بود چای داریم؟ و این موضوع نشان می‌دهد که امام تا چه اندازه نسبت به همسرشان وفاداری و احترام داشتند.

مهدوی‌نسب اخلاق سیاسی امام خمینی(ره) را نهایت اخلاق بیان کرد و افزود: در بحث اخلاق سیاسی امام را که همانند دریاست می‌توان نمونه‌ای از شجاعت ایشان نام برد، اینکه از کسی غیر خدا نمی‌ترسید. شهید قاسم سلیمانی را که دست‌پرورده این مکتب است می‌بینیم که از کسی غیر خدا نمی‌ترسید چون خاصیت مردان خدا که به خدا وصل می‌شوند همین است.

رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی، شخصیت عرفانی امام خمینی(ره) را از دیگر ابعاد برجسته شخصیت ایشان دانست که روی آن کمتر کار شده است و ابراز کرد: ایشان قبل از اینکه مرجع و رهبر بشوند یک عارف واصل بودند. کتب حضرت امام نشانگر سطح بالای عرفانی ایشان است، چون پیش برخی بزرگان شاگردی کردند. رساله «سر الصلاه» یا سوره حمد ایشان دریایی از عرفان است.

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین جواد مهدوی‌نسب، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی

وی پس از تأکید به جنبه علمی امام خمینی(ره) و دقت بالای ایشان در حوزه دین‌شناسی خصوصاً فقاهت، یکی دیگر از وجوه شخصیت ایشان را تأکید بر مردم‌سالاری دینی دانست و تصریح کرد: در اوایل انقلاب و قبل از استقرار نظام برخی می‌گفتند جمهوری اسلامی، برخی می‌گفتند حکومت اسلامی و برخی هم موافق اسلامی نبودند و صرفاً بر دموکراسی تأکید داشتند، اما حضرت امام جمهوری اسلامی را مطرح کردند و گفتند نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر و ایشان در کنار مقید بودن بر احکام دینی برای مردم نیز احترام خاصی قائل بودند. ایشان در صحیفه می‌‌فرمایند به والله من با بنی‌صدر از ابتدا مخالف بودم، ولی چون مردم رأی دادند من رأی مردم را تنفیذ می‌کنم. تحمل نقد و نقد‌پذیری ایشان نیز قابل ذکر است، ایشان هم به انتقادات گوش می‌دادند و هم در تصمیمات مشورت می‌کردند.

مهدوی‌نسب با اشاره به زمان نبی مکرم اسلام تأکید کرد: در زمان پیامبر(ص) دشمنان و مخالفان با تلاش‌های پی‌درپی موفق به ترور شخص پیامبر نشدند و پس از آن تلاش‌ها متمرکز شد بر ترور شخصیت رسول اکرم و احادیث ایشان را تحریف کردند و این تحریفات آن‌قدر پیش رفت که در سال ۶۱ هجری به واقعه کربلا رسید. در مورد حضرت امام نیز همین‌گونه است. برخی تا در بیت امام هم رفتند تا ایشان را ترور کنند، اما موفق نشدند و در حال حاضر هم برخی دوستان و هم دشمنان برای منافع خود اندیشه امام را تحریف می‌کنند.

رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی افزود: این تحریف از دو زاویه داخلی و خارجی ممکن است. از دشمنان انتظار نیست، ولی چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم. دشمن کارش دشمنی است برای ضربه‌زدن به این نظام و کشور و انقلاب. کارش همین است؛ تاراج سرمایه‌های ماست. از آن‌ها گله‌ای شاید نباشد، اما از دوستان گله است، چرا که برخی سعی می‌کنند امام را دور بزنند. فرمایشات امام به عنوان سند است هم از نظر روش هم از نظر منش. امیدواریم بتوانیم از شخصیت علمی، دینی، فرهنگی و مذهبی امام به عنوان یک الگوی رفتاری برای خروج از بحران‌هایی که داریم و برای رشد و توسعه کشور استفاده کنیم.

مفاخر ما ناشناخته‌اند

وی در مورد آگاهی نسل جدید و دانشگاهیان نسبت به شخصیت و افکار امام گفت: مفاخر ما ارزشمندترین میراث ما هستند،‌ چرا در مورد سرمایه‌های کشور شناخت کم است؟ اندوه بزرگی که در دل ما و بار سنگینی که بر دوش ما است این بوده که فرزندان و دانشجویان‌ ما، برخی از شخصیت‌های هنری، ورزشی و بین‌المللی را می‌شناسند، اما آن میزان مفاخر خودمان را نمی‌شناسند. واقعیت است که قسمتی از فرمایش رهبری که می‌فرمایند برای جامعه و ملت تبیین کنید چون اگر شما واقعیت را تبیین نکنید دشمن آن‌طور که دلش می‌خواهد و با تحریف تبیین می‌کند. مثلاً ما در بین ائمه اطهار که همه نور واحد هستند امام حسین(ع) را خورشید فروزان‌تر از بقیه می‌دانیم.

مهدوی‌نسب بیان کرد: نزدیک محرم پیامی که در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود این است که امام حسین(ع) در طبرستان که مازندران امروزیست همراه سربازان به ایران آمده و در فتح قسمت‌هایی از شمال کشور شرکت داشتند. نامه‌ای به امام حسین(ع) نسبت می‌دهند که ایرانی‌ها را بنگرید، مردانشان را بکشید، زنانشان را اسیر کنید. این نامه ایام محرم دست به دست می‌شود. این قضیه همان تحریف در تبیین است، چراکه زمانی که من تبیین نکنم دشمن همان‌طور که می‌خواهد آن را بیان و به خورد مردم می‌دهد. اگر بخواهیم برای نمونه ۱۰نفر از مفاخر دفن شده در نیشابور را نام ببریم شاید فقط خیام، عطار و کمال الملک را بشناسیم. اینجا آگاهی ما از  جنبه کمی ایراد دارد. حالا در مورد همین مفاخر مثلاً کمال‌الملک چه شخصیتی دارد؟ و ما چقدر  عطار یا خیام را می‌شناسیم؟ جنبه کیفی بحث است، ما هم در کیفیت شناخت و هم کمیت آن مشکل داریم.

گفت و گو با حجت الاسلام والمسلمین جواد مهدوی‌نسب، رئیس نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه‌های استان خراسان رضوی

مهدوی‌نسب تصریح کرد: دفتر نهاد و گروه معارف، درسی ارائه داده است به نام «وصایای حضرت امام»، چراکه توسط وصیت‌نامه هر فردی می‌توان آن فرد را شناخت و در واقع وصیت‌نامه آینه تمام‌نمای فرد است. اگر شخصیت حضرت علی(ع) را می‌خواهید بشناسید سراغ وصیت‌نامه ایشان بروید. مثلاً در قسمتی از وصیت‌نامه‌ به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) می‌فرمایند «اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم». در بحث جهاد تبیین از اساتید خواسته شده که به‌ویژه در مناسبت‌ها به این مسائل برای شناخت هر چه بیشتر نسل جدید ورود کنند که با توجه به نزدیک شدن سالگرد امام همه اساتید گروه‌ معارف و  چه اساتید دیگر به مسائل پیرامون شناخت حضرت امام اشاره کنند، زیرا «کلکم راع و کلکم مسئول»؛ همه مسئولیم.

رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری، امام را متعلق به همه مردم دانست و افزود: در خصوص معرفی شخصیت ایشان هم اساتید و هم دانشجویان باید نقش ایفا کرده و ابعاد مختلف شخصیت ایشان را تبیین کنند. البته برای آشنایی دانشجویان با سیره و روش امام خمینی گامی برداشته شده و در مرحله منبع‌شناسی هستیم. مثلاً دلیل آرامش و ثبات حضرت امام و این صلابتشان چه بود؟ «من کان للَّه کان اللَّه له»؛ هر کسی تمام وجودش برای خدا باشد خدا برای اوست. کسی که به واقعیت خدا برسد و وصل شود این فرد غیر خدا نمی‌بیند. امام در جواب خبرنگاری که در بازگشت از پاریس به ایران از ایشان می‌پرسد چه احساسی دارید می‌گوید: هیچ! وقتی به سمت حسینیه جماران می‌روند و مردم از روی احساسات شعار «درود بر خمینی» می‌دهند ایشان به یکی از همراهان می‌گویند اگر همه این‌ها الان برگردند و بگویند مرگ بر خمینی برای من فرقی نمی‌کند. چون من به وظیفه خود عمل می‌کنم. متأسفانه این اخلاق بین مسئولان و آحاد مردم کمرنگ شده است. بعد از شناخت وظیفه حرکت به سمت انجام آن است. متأسفانه گاهی فردی که می‌خواهد حرکت کند عافیت‌طلب می‌شود و به مصالح خودش و رضایت افراد دیگر فکر می‌کند.

وی عافیت‌طلبی را نتیجه دور‌شدن از خدا و از حقایق ایمان دانست و در پایان گفت: حضرت امام به وصل الهی رسیده بود و هم به خدا ایمان داشت و هم به راهی که انتخاب کرده بود و هم به موفقیت، لذا باکی از هیچ قدرتی غیر از خدا نداشت، چون به منبع لایزال الهی اتصال و ایمان داشت.

هر که از خورشید باشد پشت گرم          سخت رو باشد نه بیم او را نه شرم

انتهای پیام

:

مؤلف/نویسنده/عکاس:
منبع:
https://khorasan.iqna.ir/fa/news/4060102
افزودن دیدگاه جدید:

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید