چهل و دومین نشست ادبی خوانش متون کهن، چهارشنبه 22 آبانماه، در کتابخانه تخصصی ادبیات حرم مطهر رضوی، با حضور اساتید، محققان و کتابداران سازمان کتابخانه ها برگزار شد.
در چهارمین سال برگزاری این نشستها، که در آستانه میلاد پیامبر گرامی و امام راستگویان بود، موضوع نشست ادبی به ستایش پیامبر و اهل بیت در کلام فردوسی و بررسی نیایش در شاهنامه اختصاص یافت.
استاد سخنران این نشست دکتر علیرضا قیامتی، در ابتدا به بیان نکات ارزشمند درباره هنر فردوسی در سرایش شاهنامه آن هم در آن دوره از تاریخ ایران که حساسیت خاصی درباره دفاع از آیین و رسوم و در واقع تاریخ گذشته و فرهنگ ایران وجود داشت، پرداخته و نقش این همت والا را در حفظ فرهنگ و زبان فارسی توسط فردوسی بزرگ یادآور شدند.
در شاهنامه هیچ فرد ایرانی را نمیبینیم که در برابر کسی جز خدا به عبادت برخیزد بلکه همه افراد و شخصیتهای ایرانی شاهنامه چه شاهان و چه پهلوانان دارای روحیات عالی خداپرستی هستند.
در صورت درماندگی از خدا استمداد میجویند و در زمان رهایی از موانع و مشکلات به عبادت و نماز میایستد. در برابر هر توفیقی نخست خدا را میستودند و پیروزیشان را لطف الهی می دانستند. در شاهنامه همه شاهان ایرانی خداپرست و خاضع در برابر خدا هستند و خدامدار و مردم محوری را موجب عنایت و دریافت فره ایزدی می دانستند.
آنچه در شاهنامه نمود بسیار دارد پرستش و نیایش خداوند است و فردوسی عارفی حکیم است که در همه حال به خدا روی می آورد و مردم را به پرستش دعوت میکند.
ز روز گذر کردن اندیشه کن
پرستیـدن دادگر پیشــه کــن
به یزدان گرای و میازار کس
ره رستگاری همین است و بس
فردوسی در شاهنامه حدودا 200 بار از معاد و رستاخیز یاد کرده است. ابیات راجع به صلح در شاهنامه بی نظیر است.
همه زآشتی کام مردم رواست
که نابود باد آنکه او جنگ خواست
رستم پهلوان پهلوانان شاهنامه رستم دستان همیشه منش شکرگزارانه دارد. اکوان دیو وقتی او را به داخل دریا میاندازد و رستم به طرز عجیبی جان به در میبرد و پس از نجات خود ستایش خدا را مینماید.
ستایش گرفت آفریننده را
رهانیده از بدش هر بنده را
و زمانی که براکون دیو چیره میشود خدا را سپاس میگوید:
همی خواند برکردگار آفرین
کز و بود پیروزی و زور و کین/
تو مردیو را مردم بدشناس
کسی کو ندارد ز یزدان سپاس
شاهنامه کتابی است که در آن از آفرینش و نخستین ها، ستایش خدای یگانه، وصف گردش زمانه و یاد پیامبر و اهل بیت نبی و وصی ایشان در ابتدای اثر سخن به میان آمده است. فردوسی آنجا که پای اعتقادات مذهبی وی به میان می آید نام نبی و وصی را به صراحت میبرد و خود را بنده ی اهل بیت نبی و ستاینده ی خاک پای وصی ایشان می شمرد.
شاهنامه در زمانی سروده شده که مفاهیم ملی ایرانی و اعتقادات شیعه دو جرم نابخشودنی از جانب سلطان محمود غزنوی و در آن روزگار بود. هر چند سرایش شاهنامه 14 سال قبل از پادشاهی، سلطان محمود آغاز شده بود و به خطا سرودن آن به صله و پاداش از جانب سلطان، برای سرایش شاهنامه نسبت داده می شود. در حقیقت فردوسی در دومین ویرایش شاهنامه به توصیه برادر سلطان محمود غزنوی که مخالف با عقاید محمود بود و برای مصون ماندن از بغض سلطان که 400 شاعر درباری داشته که وی و غزوات وی را ستوده و تا حد پرستش وی را بالا برده بودند و برای اینکه فردوسی بتواند این اثر متعلق به فرهنگ ملی و سرشار از اعتقادات ناب و حکمی را از گزند سلطان حفظ کند، بر خلاف میل فردوسی، اثر را در دومین ویرایش به نام محمود می نماید، هر چند باز هم صراحت او در سرایش شاهنامه و برخی ابیات بیشتر، موجب دلخوری سلطان میشود، مانند ابیات:
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست
چنین است و این دین و راه منست
و دین و راه خود را آشکارا بیان می نماید.
تلاش سترگ فردوسی از همان ابتدای سرایش موجب حفظ آیین، رسوم، تاریخ ایرانیان و زبان فارسی می شود. آن هم در زمانی که ایرانیان می بایست به زبان عربی و مطابق ذوق خلفا رفتار می کردند.
شاهنامهستیزی از زمان سلطان محمود شروع و در برهههایی از تاریخ مثل زمان سلجوقیان، با بیان اتهاماتی نظیر مجوسی و زرتشتی و گبر بودن به فردوسی با برداشتهای ناآگاهانه از ابیات سروده شده ادامه یافت ولی همانگونه که فردوسی اثرش را به آفریدگار میسپرد، معجزه وار از گزند حوادث مصون مانده و این سند اعتبار و افتخار ما ایرانیان امروز در دست ماست و سرشار از پند و نصایح حکمی و خردمندانه در قالب حکایت و داستان.
در مقایسه ای کوتاه بین ایلیاد و شاهنامه این دو اثر حماسی، در شروع ایلیاد آمده: بخوان ای الهه، سرود خشم آشیل را... و در شاهنامه آمده، به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه بر نگذرد! و این از ابتدا در این دو حماسه قابل توجه است!
در شاهنامه ایرانیان هرگز شروع کننده جنگ نیستند و فقط در دفاع و زمان تعرض دشمن به نیکی و پهلوانی و با تمام قوا می جنگند، چنانچه در هشت سال دفاع مقدس ما شاهد این مسئله بودیم و هنوز هم شروع کننده جنگ نیستیم اما وقتی حرف دفاع پیش بیاید قدرتمندانه وارد عمل میشویم. ابیات درباره صلح در شاهنامه قابل توجه است.
شاهنامه سراسر پهلوانی و مردانگی و سرفرازی است که در طول تاریخ همواره پناه مردم ایران بوده است. هرچند شاهنامه حماسه ملی مردم ایران و ستایش ایران و ایرانی است اما بیش از آن حماسه ای است انسانی آکنده از مهرورزی و دادگری، نامه ی آشتی و پرهیز از خشونت.
هم از آشتی کام مردم رواست که نابود باد هر که او جنگ خواست
وجود فردوسی لبریز از عواطف و احساسات لطیف انسانی است. شاهنامه نامه ی دادگری و فرهیختگی ایرانیان خردنامه ای پر شکوه و آراسته، نامه ی فرهنگ که هیچ اثر حماسی دیگر را نمی توان در جهان جست که همسنگ این حماسه ی ایرانی در ستایش اخلاق، خرد، آزادگی، مردم داری و فرهنگ داد سخن دهد.
در شاهنامه حدود 1100 بیت با موضوع نیایش آمده است. آغاز و پایان جنگها، حتی زمان شکستها نیایش وجود دارد، مرز بین انسان و اهریمن و دیو در شاهنامه سپاسگزاری، نیایش و ستایش خداوند و استمداد از اوست.
کیخسرو الگوی آرمانی شاهنامه، تمام نیکوئی ها را دارد و سرانجام جاودانه می شود. نظیر افرادی چون ابراهیم ادهم، شبلی و کسانی که مانند کیخسرو فرمانروایی را کنار گذاشتند و به سوی عرفان و جاودانگی رفتند.
هفت خوان رستم نمادی برای تطهیر انسان است و اشاره به مراحل گذشتن از سختیها و رسیدن به مراحل تکامل عرفانی – انسانی است.
در شاهنامه علاوه بر نکات حکمی و اخلاقی و اعتقادی بسیاری که وجود دارد، ابیات سروده شده مشترکات بسیاری با نهجالبلاغه و مطالب نهفته در آن نیز دارد که بایسته است تطبیقی بین این ارزشها صورت پذیرد و به گفته ی استاد قیامتی، حدودا 78 بیت شاهنامه با مطالبی از نهج البلاغه منطبق است که ایشان تاکنون جمعآوری نمودهاند.
در ادامه منتخبی از ابیات شاهنامه درباره ستایش پیغمبر، نیایش فریدون پس از پیروزی، نیایش بهرام پسر شاپور، نیایش نوشینروان در اندرز به سرداران، نیایش خراد برزین سردار نامی، که در این ابیات فردوسی مسائل حکمی و نکات توحیدی ارزشمندی را به ظرافت در قالب ابیات سروده شده بیان نموده است، خوانش، و توضیح ابیات و کلمات دشوار توسط استاد نشست انجام شد.
کتاب، نماز در شاهنامه فردوسي شامل: نيايش، ستايش، تعظيم، زمينبوسي به قلم رقيه آيتي و کتاب سرود نيايش: نگاهي به نيايشهاي فردوسي در شاهنامه تاليف علي جهانپور به شرکت کنندگان چهل و دومین نشست ادبی خوانش متون کهن، جهت مطالعه بیشتر معرفی گردید.
یادآور می شود،این نشست ادبی با مشارکت خردسرای فردوسی و اندیشگاه رضوی برگزار شد.