چهارمین نشست خوانش متون دفاع مقدس
در آستانه ورود به گرامی داشت هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد افتتاح واحد مطالعات دفاع مقدس و در ایام پر شور و شعور محرم و صفر که یاد امام حسین(ع) و یاران شهید و عزیزان اسیرش در دل ها غوغا به پا می کند، اندیشگاه رضوی واحد مطالعات دفاع مقدس بسیج سازمان کتابخانه های آستان قدس رضوی با مشارکت گروه شهدایی سروهای نیلوفری و گروه شهدایی رهروان شهداء، چهارمین نشست خوانش متون دفاع مقدس را برگزار کرد و با حضور جمعی از مبارزان جبهه های دیروز و معلمان درس استقامت و پایداری امروز به بررسی و خوانش کتاب «راز چشمان قدیر» پرداختند. تلاقی این ایام و روز بزرگداشت شهریار شعر ایران، سید محمد حسین بهجت تبریزی، سبب شد تا یادی کنیم از وصف قهرمانی های دلاور مردان ایران در جبهه نبرد. شهریار که زبان گهربارش رشادت دلاور مردان سرزمینش را در عرصه دفاع از خاک مقدس ایران به زیبایی می سراید:
سلام ای جنگجویان دلاور نهنگان به خاک و خون شناور
سلام ای صخره های صف کشیده به پیش تانک های کوه پیکر
راز چشمان قدیر
«راز چشمان قدیر» که نگاهی گذرا به زندگی با شکوه هنرمند شهید قدیر غلام نیا دارد،کتابی است با روایتی شیرین از زندگی این هنرمند شهید که به قلم روان و خواندنی استاد و برادرش، غلامحسین غلام نیا به رشته تحریر در آمده است. شهیدی که به جای پیکرش گل تشییع شد و بعد از گذشت سال های طولانی از دوران جنگ همچنان چشمان دوستدارانش را در حسرت دیدار پیکرش نگه داشته است. این کتاب بر اساس دوره های زندگی شهید در قالب 25 بخش نگارش شده و وصیت نامه زیبا و تاثیرگذار شهید نوجوان و تصاویر نقاشی های این دو هنرمند یعنی شاگرد و استاد زینت صفحات پایانی آن است. کتابی که علاوه بر راز چشمان قدیر رازی دیگر هم در خود نهفته دارد، رازی که شاید نتوان فاش کرد که کدام برادر استاد دیگری بود. یک راز مقدس.
در حریم عشق باید سمعا و طاعتا بود
غلامحسین غلام نیا، نویسنده اثر و برادر شهید پرسشی را مطرح می کند و به دنبال آن پاسخی ارائه می دهد.: «شاید خیلی ها از خود پرسیده اند شهیدان که هستند، به بیان دیگر پرورش و رشد شهیدان در دنیا چگونه است، آیا اصولا زندگی شهدا از بدو تولد تا هنگام شهادت با دیگران متفاوت است؟» و این گونه پاسخ داد: «این بر کسی پوشیده نیست که شهدا خود آسمانی هستند و در این دنیا چند صباحی که در قالب یک انسان معمولی زندگی می کنند، نشانه های بسیار زیادی در اخلاق، رفتار و افکار آن ها هویداست. ای بسا آسمانی هایی که بی توجه از کنارشان گذشتیم و ندانستیم که آن ها اهل خاک نیستند و منتخب خدا و نمونه اصلی اشرف مخلوقات اند که عاقبت در جوار قرب حق سر از عرش در آورده و عند ربهم یرزقون می شوند. شهدا به استثناء معصومین(ع) انسان های معمولی بوده اند و در دنیا زندگی شبیه به دیگران داشتند اما در رهگذر عمر با یک انتخاب درست قدم به راهی می گذارند که جان خود را در راه خدا تقدیم می کنند.» وی ادامه می دهد: «شهیدان را شهیدان می شناسند. بین حکما و عرفا و بزرگان بی بدیل ادبیات و عرفان راجع به شهدا گشتم تا ببینم آن ها در مقام شهید چه گفته اند. به این غزل حافظ رسیدم که:
دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش وز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان بر مردمان سختکوش
وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت گوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید زان که آنجا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندیهای حافظ فهم کرد آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش
و دانستم که در راه عشق باید سمعا و طاعتا بود. این فرهنگ شهادت جدید نیست». نویسنده اثر راز چشمان قدیر بیان می دارد: «ما شهدا را زمانی می شناسیم که جسما پیش ما نیستند و حسرت به دل می مانیم که ای کاش بیشتر می ماندند تا بیشتر یاد بگیریم». وی ادامه می دهد: «چه عواملی در وجود انسان باعث چنین انتخاب اهورایی و روشنی می شود؟» نویسنده اثر که از هنرمندان نقاش و تصویرگر است به راز چشمان شهدا اشاره دارد: «شهید قبل از حضور در جبهه های جنگ در کارگاه تصویرگری با من کار می کرد و زمانی که تصویر شهدا را نقاشی می کرد می گفت: کشیدن چشمان شهید استاد می خواهد و این کار من نیست، برادر شما چشمان شهیدان را بکش. زمانی که شهدا تشییع می شدند تصاویر این شهیدان را برای حرکت در مراسم تشییع به تصویر می کشیدم. آن روز که نوبت به نقاشی چهره برادر شهیدم رسید در در چشمانش خیره شدم و به دنبال رازی بودم که خود شهید بیان کرده بود»
راز چشمان قدیر کتاب دلتنگی هاست
حمید جهانگیر فیض آبادی صاحب اثر جنون مجنون، کتاب سال استان خراسان رضوی در سال 96 نیز در این جلسه، ضمن پرداختن به محتوای این اثر، کتاب راز چشمان قدیر را کتب دلتنگی های دو برادر عنوان می کند. وی از میان عواملی که این عشق سوزان را در وجود برخی شعله ور می کند، وراثت و تربیت را دو عنصر مهمی می داند که منشاء شهادت می شود. فیض آبادی بیان می کند: «ممکن است به خواست خداوند ده ها نسل قبل زمینه درستی و راستی و شهادت طلبی پشت در پشت را به یکی برساند که او در پیروی از ضمیر خود انسانی آگاه شود، اما آنچه در همه این امور بیشترین نقش را ایفا می کند لقمه حلال است که به آن پرورش یافته است». وی به آموزه های این اثر اشاره داشته و می گوید: «نماز اول وقت، کسب حلال، چشم پاک آموزه هایی است که پدر این شهید مکرر در تربیت فرزندان خود بر آن تاکید داشته است.»
و راز دست های بسته فاش شد
شاهمرادی زاده بازیگر و نویسنده و کارگردان مشهدی که با نام مرشد نزد عام مشهور است به ذکر خاطراتی شیرین از خرید سوغات و هدیه رزمندگان برای خانواده هایشان پرداخت که لحظاتی شیرین را برای شرکت کنندگان رقم زد. حسن ختام کلام مرشد اشعار ذیل بود که از دلتنگی قهرمانان جبهه های جنگ برای همرزمان شهیدشان حکایت داشت:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که حرف عشق را هرگز نمی فهمند عاقل ها
نه آدابی نه ترتیبی که حکم عاشقی حب است ندارد عشق جایی بین توضیح المسائل ها
به ذکر یا علی آغاز شد این عشق پس غم نیست اگر آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
به یمن ذکر یا زهرایشان شد باز معبرها که سالک بی خبر نبود ز راه و رسم منزل ها
به گوش موج ها خواندند غواصان، شب حمله: «کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها»
و راز دست های بسته آخر فاش شد آری نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفل ها؟
شهادت آرزوشان بود و از دنیا گذر کردند متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
گفتنی است در ادامه این جلسه فرهنگی، دکتر نجاتی از دانشمندان هستهای و فعال دفاع مقدس، استاد محمدتقی ابراهیمی: مدرس انجمن خوشنویسان مشهد، مدرس دانشگاه و برادر شهید جاوید الاثر، حسن رزاقی از راویان جبهه و مسئول انجمن راویان فتح رضوی، دکتر سوزنچی ریاست اندیشگاه رضوی و دیگر یادگاران جبهه های جنگ، و شرکت کنندگان از گروه شهدایی سروهای نیلوفری، گروه شهدایی رهروان شهدا، همکاران بسیج سازمان کتابخانهها و دیگر شرکت کنندگان نشست، بخش هایی از این اثر را خوانش کردند.