خط تماس
نویسنده: محمدرضا بایرامی
ناشر: انتشارات فاتحان
موضوع کتاب: جنگ ایران و عراق،۱۳۵۹-۱۳۶۷- خاطرات
سال چاپ: ۱۳۹۳
تعداد صفحات: ۲۴۷ صفحه
این کتاب روایتی داستانی از زندگی سردار شهید احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه است که به قلم محمدرضا بایرامی نوشته شده و توسط نشر فاتحان منتشر شده است.
این کتاب که در نوع خود کم نظیر میباشد از نادر کتابهایی است که در سبک رمان نگارش یافته است، ساختار این رمان از پیچیدگیهای خاصی برخودار است که همین موضوع به جذابیتش افزوده است. محمد رضا بایرامی نویسنده این کتاب اصرار دارد تا زیاد در خصوص داستان صحبت نکند در رمان ”خط تماس” شما کمتر نامیاز شهید کاظمیرا خواهید دید تا مخاطبان با دیدن و خواندن آن لذت مطالعه اش را ببرند.
خط تماس در ۲۴۷ صفحه کوشیده با تلفیق تاریخ و خیال، در قالب داستان مخاطب را با این فرمانده شهید آشنا کند. بستر زمانی رمان در ۲۴ ساعت آخر حیات سردار کاظمی است که در رفت و آمدهای متعدد، سوابق و خاطرات وی از تولد و وقایع انقلاب و دوران جنگ و بعد از آن تا شهادت مرور میشود.
از طریق کاراکترهایی فرعی همچون محمود، منصور و برزگر که در رکاب سردار بودهاند، میتوان از مناظری چندگانه به شخصیت درونی شهید احمد کاظمی نزدیک شد، همو که در پادگان حموریه سوریه دوره جنگهای نامنظم دیده و در جنوب لبنان جنگیده بود و در دشتهای حماسه از غرب تا جنوب ایران یادگارهایی جاودانه از ایثار و شهامت ساخته بود.
اگر چه نویسنده سعی داشته تجربیاتی جدید در روایتپردازی داشته باشد اما زنجیره رخدادها در مواردی دچار پراکندگی میشود.
همچنین با وجود اینکه در فصلهای ابتدایی و انتهایی و بخشی از فصول میانی به حادثه سقوط هواپیمای فالکن پرداخته میشود اما زمینههای تعلیق و چالشبرانگیزی رخداد برای مخاطب چنان بوده که انتظار پرداختی عمیقتر از سوی نویسنده احساس میشود. بایرامی در رمان زندگینامهای «خط تماس» به دنبال پرتوافکنی به خصوصیات ارزنده شهید کاظمی همانند خوشخلقی و عدالت و رافت است و روایت دانای کل فرصت چشماندازی به زوایای متمایز درونی و رفتاری آن شهید بزرگوار داده و با توجه به اینکه در پرواز ۲۳۲ به ارومیه همگی سرنشینان به شهادت رسیده و شاهدی زنده برای روایتی مستند باقی نمانده، شرایط برای خلق فضایی ذهنی برای نویسنده باقی است که در صفحات انتهایی کتاب از طریق خط تماس از پرواز آشیانه به برج فرودگاه به آن اشارهای میشود.
نویسنده از ابتدای داستان نیز با خلق پیشزمینهای از شرایط نامساعد جوی مقدمهای برای بحران آینده فراهم کرده و در ادامه به دنبال همپوشانی رشادتهای دیروز سردار به امروز وصالی نیکو است. از طرفی به دلیل شوق شهادت در نگره شهید کاظمی ما در داستان روایت شده به جای کشمکش درونی شخصیت با کشمکش بیرونی (محیطی) مواجه میشویم؛ جایی که اطرافیانی چون برزگر با خوابهایی هراسانگیز و دنبالهدار به دنبال منصرفسازی سردار از پرواز هستند. نویسنده در لحن درونی اثر گاه به طنزی مقطعی دست میزند، به طور نمونه میتوان به خاطره سفر حج برای ۳ سردار دوران (کاظمی، سلیمانی و قالیباف) از نگاه محمود اشاره کرد، جایی که تا آخرین لحظات مجوز خروج صادر نشده سپس در وقتهایی اضافه برای پرواز، به دلیل عدم وجود لباس شخصی برای شهید کاظمی، لباسهای سرداری با تنپوش محمود تعویض شده و همین مساله موجی از شوخی و خنده یاران را به دنبال دارد.
محمدرضا بایرامی در نگارش رمان «خط تماس» به دنبال خط روایتی پازلگونه از اتفاقات دوران دفاعمقدس تا پروازی به نهایتِ عروج بوده و به دنبال واکاوی ابعاد درونی شهید احمد کاظمی و یارانی بلندپرواز همچون نبیالله شاهمرادی، صفدر رشادی، غلامرضا یزدانی، سعید مهتدی، حمید آذینپور و مرتضی بصیری است، فرماندهان و افسران عالیرتبه وقت نیروی زمینی سپاه پاسداران و خلبانان زبده نیروی هوایی که در عملیاتی دوباره از شور عشق به همان جایی رفتند که لیاقتش را داشتند. کتاب «خط تماس» با استفاده از فضای پرداختی ادبی سعی داشته به این حادثه نگاهی شوقآفرین و روایتی عاشقانه داشته باشد تا گوشهای کوچک از تبلور پرواز این شهدای عرفه در تاریخ ادبیات پایداری به یادگار بماند.