سومین سهگانه نقد بهترينهاي دفاع مقدّس، به خوانش و نقد کتاب «کلاغپر» اختصاص يافت
سومین سهگانة نقد بهترينهاي دفاع مقدّس، به خوانش و نقد کتاب «کلاغپر» اختصاص يافت
در راستای سلسله نشستهای ادبی شمس، سومین سهگانة نقد بهترينهاي دفاع مقدّس، به خوانش و نقد کتاب «کلاغپر» اختصاص يافت که با حضور نويسنده، کارشناسان و منتقدان در محل فروشگاه مرکزي بهنشر برگزار شد
به گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستانقدسرضوی، نشستی دیگر از سلسله نشستهای ادبي شمس، در قالب سومین کتاب از سهگانة بهترينهاي دفاع مقدس که با محوريت ادبيات داستاني و دفاع مقدّس برگزار شد، با نقد و بررسي کتاب «کلاغپر» نوشتة مهدي رسولي، به کار خود پايان داد. در این نشست که توسط سازمان کتابخانهها، موزهها و مرکز اسناد آستانقدسرضوي و با مشارکت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدّس خراسان رضوي، انتشارات بهنشر و حوزة هنري خراسان رضوي، همزمان با گراميداشت هفتة دفاع مقدس برگزار شد، «کلاغپر» با حضور نویسندة اثر، منتقدان و ادبدوستان مشهدی، در حاليکه اجراي جلسه را مجتبي انوريان يزدي برعهده داشت، مورد نقد و بررسي قرار گرفت.
ابتدا نويسنده با بيان اينکه مجموعة داستان کلاغپر با ايدة محوري «مرگ» نوشته شده، توضيح داد: اگر ما بخواهيم معناي زندگي را خوب بفهميم، معناي مرگ را بايد بهخوبي دريابيم و اين مجموعه، بهنوعي روايت تأثير جنگ بر خانوادههاي بازماندگان است. رسولي به چرايي نوشتن اين اثر پرداخت و گفت: ادبيات جنگ مقولهاي فراتر از مذهب است و ربطي به مذهب ندارد، چنانچه هر ملتي هرگاه درگير جنگ شده، ادبيات آن سرزمين پس از آن، شکل ديگري به خود گرفته و دليل نوشتن من در اين حوزه، خاطراتم در کودکي از بمبارانها و ترسيدنهاي گاه و بيگاه است.
در ادامه، پس از خوانش بخشهايي از کتاب توسط نويسنده، حضار يکبهيک به بيان نظرات خود پرداختند.
ابتدا خانم مختاري، يکي از خوانندگان کتاب، با بيان اينکه شروع خوب اولين داستان، مرا ترغيب به خواندن همة کتاب کرد، گفت: موضوع، شخصيت و فضا در داستانهاي کتاب، هماهنگ و توصيفات خوب بود اما فلشبکهاي نامنظم گاه باعث سردرگمي مخاطب ميشد.
حسين عباسزاده، نویسنده، منتقد و مسئول مرکز آفرینشهای ادبی، دربارة اولين داستان مجموعه بيان کرد: ساختار و مضمون در اين داستان، مکمل هماند و ما با داستاني خطي مواجه نيستيم بلکه خواننده نياز به تعمق دارد تا به لايههاي داستان دست پيدا کند.
آسيه يزدفاضلي، نويسندة مشهدي هم داستان اول مجموعه را داراي آغاز و پايان خوبي دانست و اضافه کرد: ارتباط خوب بين مفاهيم داستان و زبان شاعرانة اثر، کار را زيباتر کرده بود و داستان در برخي فرازها، ذهن مخاطب را به طور غيرمستقيم به ماجراي کربلا پيوند ميزد.
در ادامه، دکتر محمد رياحي تصريح کرد: آنچه در اين داستان آمده خاطرات شهداست که پيوسته درگير آن بودهايم. اگر کسي بخواهد بار ديگر به اين قصه بپردازد، بايد روايت، نگاه و احساس تازهاي را به مخاطب القا کند. وي ادامه داد: در داستان اول کتاب، اشکالي اساسي در نوع روايت است که ما وقتي از موقعيت حال به يک موقعيت ذهني ميرويم، زمان ماضي و مستقبل قطع ميشود و حال است که ما را اسير خود ميکند و وقتي ما اين خط را ميشکنيم، تصنّع وارد کار ميشود. وي داستان «خاله بيبي» از مجموعه داستانهاي کتاب را بينظير خواند و گفت: داستان را بيش از شش بار خواندم؛ بسيار پخته بود و حس تازگي را به مخاطب ميداد.
در پايان، علی براتی کجوان نیز با بيان اينکه در حوزه دفاع مقدس، نيازمند آثاري هستيم که فارغ از شعار و حماسهسازيهاي اغراقآميز، مخاطب را بيوقفه دنبال خود بکشاند، افزود: در برخي قسمتهاي کتاب، داستان سيّال ذهن است و رفتوبرگشت ذهني به گذشته و حال و آينده، مخاطب را سردرگم ميکند اما نثر منسجم و پر پتانسيل و داراي حرکت و کنش در برخي داستانها همچون «خاله بيبي»، از نکات مثبت کتاب است.
در پايان، نويسندة کلاغپر، در گفتگو با خبرنگار ما با بيان اينکه من قبلا در جلسة نقد ديگري بودم و به اين نتيجه رسيدم که بيشتر اين نقدها حاصل سليقه است، خاطرنشان کرد: حتي اگر تندترين نقدها به کتاب وارد شود، اين جريان که عدهاي کتاب ميخوانند و دربارة آن حرف ميزنند، ارزشمند است؛ چرا که تا وقتي مردم کتاب نخوانند، وضعيت جامعه بهبود نخواهد يافت اما بايد تبليغات بيشتري براي کتاب و جلسات نقد صورت گيرد.